تبليغاتX
مدرسه راهنمایی نمونه دولتی ابرار سنندج
مدرسه راهنمایی نمونه دولتی ابرار سنندج
علمی -ادبی- آموزشی -خبری به سایت ما خوش آمدید
تشکراز عزیزان گل ابرار قدیمی ها
ما هم دلم براتون تنگ شدهخیلی دلم میخواد ببینتون  پریسا ی عزیز بعد از۳ سال خیلی خوشحال شدم پیغامت را دیدم  مارال و سارای نازنین دوباره  ممنون ازپیغام هایتان به بقیه هم سلام برسانید همکارا گفتن اومدید سعادت نبوده من شمارا ببینم انشاا.. یه وقت دیگه
|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در جمعه هفتم آبان 1389 ساعت 22:48 |

خسته نباشید به تلاش گران ابراری
با سلام به همه عزیزانم خسته نباشید  تعطیل نشده دلمون براتون تنگ شده حتی اونایی که ازمون انتقاد کردن طبیعیه که تعدادی هم روش من رو نپسندن ولی سر کلاس و همیشه آماده نظرات و انتقادات شما بوده و هم اکنون هم هستم من اصلا موافق بر گزاری کلاس های فوق برنامه به شیوه امسال نبودم و خودتان می دانید که بسیاری از مطالب اصلی و اضافه بعضی از بچه ها نمی خوانندن ومن طبق ۸۰ درصد کلاس پیش می رفتم و یک ذره عذاب وجدان ندارم چون با تمام وجودم کار کرده ام   از وقت خودم و بچه هایم به خاطر دانش آموزانم گذشته ام و اصلا هم پشیمان نیستم  فقط دوست دارم دوست عزیزم رو دررو می آمد و انتقادش با دلیل مطرح می کرد یادگیری شما از هر چیز برای من ارزشمند تر است حالا چه در کلاس من چه در کلاس دیگر دبیران محترم علوم ولی من به کارم ایمان دارم  و ایمان ناشی از بازخورد دانش آموزانم بوده است یک نفر هم انتقاد دارد مشکلی نیست ولی آزمون های مدرسه که در حد مطالب خودم بود را چرا  خوب  جواب نمی دادید که مطالب اضافه بشتر بگویم هر چند به مطالب اضافه اعتقاد زیادی ندارم

راستی مهم تر از این مطالب این چند روزه مطالب خلاصه خودتون و دبیران همکار رو مرور کنید  وشک نکید شما هر جا باشید میدرخشید حتی اگر در مدارس خاص هم نباشید

چگونه بودن مهم است نه کجا بودن

|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389 ساعت 18:45 |

چند مطلب و نکته در جواب دوستان
۱-منتظر حضورسرحال وشاد همگی شما عزیزان در روزشنبه ۱۴ فروردین هستیم

۲-عزیزانی که می خواهند وبلاگآنها را لینک کنیم آدرس آن را حتما در قسمت نظرات بنویسند

۳- آدرس وبلاگ ادبیات ابرار و دوستان قدیمی ابرار را ندارم وگرنه حتما لینک میکردم

۴- راستی قرار بود برنامه ریزی نوروز  و اجرای آن ر ا خبر دهید ولی چیزی ندیدم(سال سومی ها!!!!!!!!!!)

  

|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در سه شنبه دهم فروردین 1389 ساعت 20:1 |

تبریک سال نو
سال  نو ونوروز باستانی برهمه عزیزان ابراری پیروز باد انشاالله سالی پراز موفقیت سلامتی و برکت برای همه باشد
|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در سه شنبه دهم فروردین 1389 ساعت 19:52 |

تبریک موفقیتی دوباره برای ابرار
کسب ۲ عنوان رتبه اول مسابقات کارگاه و آزمایشگاه ناحیه ۲سنندج توسط عزیزانمان خانم شاهده سیفی (سال سوم)و خانم ندا محمدی(سال دوم ) را به همه ابراری ها تبریک می گویم
|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ساعت 23:16 |

خبرجدید
به وبلاگ های بانک سوالات ابرار و انجمن زیست ابرار سر بزنید وبادادن مطالبتان  دوستان گلم را یاری کنید
|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در یکشنبه نهم اسفند 1388 ساعت 0:7 |

شعریزیباتقدیم به خوبان
 

صدای ناز می آید

صدای کودک پرواز می آید

صدای ردپای کوچه های عشق پیدا شد

معلم در کلاس درس حاضر شد

یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد برپا

همه برپا، چه برپایی شده برپا

معلم نشعتی دارد

معلم علم را در قلب می کارد

معلم گفته ها دارد

یکی از بچه های آن کلاس درس گفتا :

بچه ها برجا

معلم گفت فرزندم بفرما جان من بنشین

چه درسی ؟ فارسی داریم

کتاب فارسی بردار ،آب و آب را دیگر نمی خوانیم

بزن یک صفحه از این زندگانی را

ورق ها یک به یک رو شد

معلم گفت فرزندم

ببین بابا ، بخوان بابا ، بدان بابا

عزیزم این یکی بابا ، پسر جان آن یکی بابا

همه صفحه پر از باباست

ندارد فرق این بابا و آن بابا بگو آب و بگو بابا

بگو نان و بگو بابا

اگر بخشش کنی با می شود با... با

اگر نصفش کنی با می شود با... با

تمام بچه ها ساکت نفس ها حبس در سینه و قلبی همچو آیینه

یکی از بچه های کوچه بن بست که میزش جای آخر هست

و همچون نی فقط نا داشت ،به قلبش یک معما داشت

سوال از درس بابا داشت

نگاهش سوخته از درد ، لبانش زرد

ندارد گوئیا هم درد

فقط نا داشت

به انگشت اشاره او سوال از درس بابا داشت

سوال از درس بابای زمان دارد


تو گوئی درس هایی بر زبان دارد

صدای کودک اندیشه می آید

صدای بیستون ، فرهاد یا شیرین

صدای تیشه می آید صدای شیرها از بیشه می آید

معلم گفت فرزندم سوالت چیست ؟

بگفتا آن پسر آقا اجازه این یکی بابا و آن بابا یکی هستند ؟

معلم گفت آری جانم آن بابا همان بابا است

پسر آهی کشید و اشک او در چشم پیدا شد

معلم گفت فرزندم بیا اینجا چرا اشکت روان گشته ؟

پسر با بغض گفت این درس را دیگر نمی خوانم

معلم گفت فرزندم چرا جانم مگر این درس سنگین است ؟

پسر با گریه گفت این درس رنگین است

دو تا بابا یکی بابا تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند

چرا بابای من نالان و غمگین است ولی بابای آرش شاد و خوشحال است ؟

تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟

چرا بابای آرش میوه از بازار می گیرد ؟

چرا فرزند خود را سخت در آغوش می گیرد ولی بابای من هر دم زغال از کار می گیرد ؟

چرا بابا مرا یکدم به آغوشش نمی گیرد ؟

چرا بابای آرش صورتش قرمز ولی بابای من تار است ؟

چرا بابای آرش بچه هایش را همیشه دوست می دارد

ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر به زور و ظلم می کارد ؟

تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟

چرا بابا مرا یکدم نمی بوسد ؟

چرا بابای من هر روز می پوسد ؟

چرا در خانه آرش گل و زیتون فراوان است

ولی در خانه ما اشک و خون دل به جریان است ؟

تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟

چرا بابای من با زندگی قهر است ؟

معلم صورتش زرد و لبانش خشک گردیدند

به روی گونه اش اشکی ز دل برخاست

چو گوهر روی دفتر ریخت

معلم روی دفتر عشق را می ریخت

و یک بابا ز اشک آن معلم پاک شد از دفتر مشقش

بگفتا دانش آموزان بس است دیگر

یکی بابا در این درس است و آن بابای دیگر نیست

پاک کن را بگیرید ای عزیزانم

یکی را پاک کردند و معلم گفت

جای آن یکی بابا

خدا را در ورق بنویس

و خواند آن روز
خدا بابا

تمام بچه ها گفتند خدا بابا .


 شاعر: خانم پور عباسی (اهواز)


|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در شنبه دهم بهمن 1388 ساعت 18:24 |

نحوه مطالعه درس ادبيات فارسي

۱)آموختن معني لغات:آموختن معاني واژه هاي جديدي كه در كتاب هاي فارسي به وفور با آنها برخورد مي كنيد،مي تواند بسيار ساده باشد اگرسعي كنيد آنها را در متن و در جمله هايي كه جا گرفته اند،بياموزيد.آموختن معني تعداد زيادي لغت در حالي كه جدا از هم هستند و ارتباطي با هم ندارنددر مقايسه با آموختن لغات در جملات كار مشكلتري است.بنابر اين براي آموختن معاني لغات بهتر است،ابتدا يك با ر متن درس را بخوانيد و سعي كنيد معني لغات جديد را حدس بزنيد.بعد صحيح بودن حدس هاي خود را كنترل كنيد.براي تكرا ر واژه ها و به خاطر سپردن معني آنها جمله اي را كه واژه در آن به كار رفته چند بار بخوانيد،به هنگام برخورد با واژه هاي جديد كمي فكر كنيد و ببينيد كه آيا واژه اي را مي شناسيد كه با واژه مورد نظر ريشه مشترك داشته باشد.اگر چنين واژه اي را به خاطر بياوريد،آنگاه حدس زدن واژه جديد كار ساده تري خواهد بود.

2)برگرداندن معاني متون قديمي و شعر ها به فارسي روان:توانايي انجام اين كار مستلزم تسلط بر معناي واژه هاي به كار رفته در متن يا شعر است،اما هيچگاه معني شعر ها و متن ها را به صورت كامل ،كلمه به كلمه در كتاب يا دفتر خود ننويسيد بلكه منظور و پيام جمله هايي را بنويسيد كه مشكلتر به نظر مي آيند و يا مفهومي به جز آنچه كه ظاهر كلمات نشان مي دهند ،دارند.براي معني كردن اشعار و متون كهن،توجه به روش باز گرداني قابل ذكر است.طبق اين روش چنين عمل مي كنيم:

الف)اركان دستوري را در جاي خود قرار مي دهيم.براي مثال اگر فعل در اول جمله آمده است،آن را در آخر جمله مي آوريم.

ب)اگر عناصري تاريخي در متن يا شعر وجود دارد،براي آن عناصر،معادل امروزي انتخاب مي كنيم.مثلا به جاي (او) كه در گذشته براي غير جاندار به كار مي رفته است (آن)قرار مي دهيم.

ج)لغات دشوار را معني مي كنيم.

د)مضامين و مفاهيم را كاملا منتقل مي كنيم.در ضمن اگر مفاهيم كنايي نيز در متن وجود دارد آن مفاهيم را نيز معني مي كنيم.

3)به خاطر سپردن تاريخ ادبيات:تاريخ ادبيات اين امكان را فراهم مي آورد تا با مسير تحول و دگرگوني انديشه ها و جريان هاي فكري و ادبي آشنا شويد و در زندگي خود به طور عملي و كاربردي از آنها بهره بگيريد.تاريخ ادبيات شامل دو قسمت(تاريخ ادبيات ايران) و (تاريخ ادبيات جهان)است.اين درس به علت نام هاي مختلف شعرا و نويسندگان و اسامي آثار آنها ممكن است فرار باشد.براي يادگيري بهتر است در اين درس به نكات زير توجه كنيد:

قبل از شروع كلاس تاريخ ادبيات مطالعه اي اجمالي و سريع از درس داشته باشيدوبعد از كلاس نيز هنگام مطالعه بهتر است براي خود جدولي و يا فيش هايي تنظيم كنيد و سر فصل جدول را به اين ترتيب بنويسيد:نام شاعر يا نويسنده ،عصر زندگي او، آثار مهم اوهمراه با موضوعات آنها ،شيوه كار او،طرز فكر و زندگي و اخلاق او ،مقايسه او با ديگران و تاثير پذيري و تاثير گذاري او بر ديگران.با اين كار مجبور مي شويد خلاصه اين مطالب را مرتب كنيد و در صورت لزوم بدون اتلاف وقت، آنها را بخوانيد و به ذهن بسپاريد.

پس تا مي توانيد مطالب را سازماندهي كنيد.اساس سازماندهي يا گروه بندي شعرا و نويسندگان مي تواند بر مبناي قرني باشد كه در آن مي زيسته اند يا سبك كار آنها.

4)آموختن املاء :اگر چه كار بسيار ساده اي است ،اما متاسفانه اشتباهات عجيبي در اين زمينه ديده مي شود.براي آموختن املاءاولين و مهمترين توصيه داشتن دقت است .در برخورد با لغات جديد،كمي مكث كنيد و چند لحظه به آنها دقت كنيد.اگر فكر مي كنيد لازم است ،يكي دوبار لغت را بنويسيد.(به كمك حافظه تان)بيش از 90 درصد لغت ها به همين سادگي در حافظه تان ثبت مي شود.در مورد لغت هايي كه املاي مشابه دارند،يا نحوه خواندن آنها شبيه به هم است ،تدبيري بينديشيد كه تداخل آنها كمتر شود ،مثلا بين آنها و كلمات ديگري كه قبلا آموخته ايد و با همان حروف نوشته مي شوند ارتباط بر قرار كنيد.از روش زير مي توان استفاده كرد.

*يك روش قطعي براي به خاطر سپردن ويژگي هاي املاي واژه ها:

اين روش مبتني بر روش تداعي هاي تجسمي است.فرض كنيم كه درباره املاي واژه هاي "زلال"(صاف)و" ضلال"(گمراهي)و "ظلال"(سايه ها)ترديد داريدكه بايد با (ز) يا (ض) يا (ظ) نوشت؟با مراجعه به يك واژه نامه املاءصحيح آنها را مشخص مي كنيم،سپس يك تداعي تجسمي به قرار زير به وجود مي آوريم:

مي دانيم كه اختلاف املاي اين سه واژه در حرف اول آنها است. هر يك از آنها را باواژه ديگري كه مسلما با (ز)،(ض)،(ظ)نوشته ميشودبه كار مي بريم.مثلا واژه هاي زنبور،ضرر و ظرف را تداعي مي كنيم و در ذهن خود مجسم مي كنيم كه :زنبور آّب زلال مي خورد،ضرر هاي پي در پي موجب ضلال مردم مي گردد و ظرف ها را در ظلال درختان نهاده اند.بدين ترتيب هنگامي كه دوباره واژه زلال ياواژه ضلال يا ظلال را پيدا مي كنيم ،تداعي خودمان را نيز پيدا مي كنيم و اشتباهي در نوشتن آنها از ما سر نمي زند.

5)آموختن دستور زبان:براي آموختن دستور زبان بايد به اين نكته توجه كنيد كه آموختن اين موضوع تنها يك سري تعاريف نيست بلكه بايد تعريف ها و دستور ها را بفهميد .به مثالها توجه كنيد و با تمرين آن را در حافظه تان ثبت كنيد.مطالعه متن درس نيز مي تواند مفيد باشد.زيرا با مطالعه متن ها با ساختار جمله ها و كاربرد انواع قواعد دستوري آشنا مي شويد و آنچه را كه آموخته ايد تكرار مي كنيد.يادداشت برداري از نكات دستوري نيز يك راه مفيد براي آموختن است.

6)حفظ شعر:براي حفظ شعر بهترين روش اين است كه ابتدا بيت اول شعر و بعد بيت دوم آن را حفظ كنيدو سپس هر دو بيت را با هم تكرار كنيد.به همين ترتيب تا آخر.براي حفظ شعر ،خواندن آن با صداي بلند بسيار بسيار مفيد تر از آهسته خواندن آن است.زيرا به اين ترتيب وزن و آهنگ شعر، به خاطر سپردن آن ساده تر مي كند.همچنين توجه به مفهوم شعر در حين حفظ آن نيز مانع فراموش كردن بعضي از بيت هاو

جا افتادن آنها مي شود.هنگامي كه ميان دو بند يا دو بيت ارتباط منطقي يافت نمي شود بايد خودمان به سادگي پس از چند ثانيه ،رابطه اي ساختگي ميان واژه هايي كه در آن به هم پيوستگي از بين رفته برقرار كنيم.هميشه،براي خوب به خاطر آوردن (رابطه ها)بايد آنها را در فكر كاملا مجسم كرد.

 با تشکر از نویسنده خانم کریمی

|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در شنبه نوزدهم دی 1388 ساعت 8:32 |

شما هم موفق می شوید ،اگر...

شما هم موفق می شوید ،اگر...

«می توانم»! آیا تا کنون این جمله را به کار برده اید؟ در هنگام به کار بردن آن، چه احساسی داشته اید؟

« نمی توانم» را چه طور؟ هنگام به کار بردن آن، احساس تان چه بوده است؟ آیا هرگز به تفاوت این دو احساس، اندیشیده اید؟

اگر لحظه ای در خود فروروید و به احساسی که در کاربرد این دو جمله متضاد در شما ایجاد شده است بیندیشید ، به خوبی به قدرت و ارزش اعتماد به نفس، پی خواهید بُرد. لذّت و احساس خوشایندی که در هنگام گفتن «می توانم» در شما پدید می آید ، با هیچ چیزی قابل قیاس نیست. یک بار هم که شده، در برابر یک کار بزرگ و دشوار، این جمله را به کار ببرید و ببینید چه قدر لذّتبخش و دوست داشتنی است! اگر چنین کنید ، دیگر هیچ گاهْ گِرد واژه « نمی توانم » نخواهید چرخید و از احساس زبونی و ناتوانی ای که این جمله در درون شما ایجاد می کند ، متنفّر خواهید شد. پس به خود ، ایمان بیاورید و بگویید: «می توانم».

از خواستن تا موفّق شدن، یک گامْ بیشتر فاصله نیست و آن گام، اعتماد به خویشتن است.

«می توانم»، بنیاد بنای با شکوهی است که از آن، به «موفقیتْ» یاد می شود. شما هم می توانید «موفّق» باشید ، اگر توانایی های خود را باور کنید.

از خواستن تا موفّق شدن، یک گامْ بیشتر فاصله نیست و آن گام، اعتماد به خویشتن است.

اعتماد به نفس، یعنی کشف توانایی ها و آگاهی یافتن بر گستردگی قدرت و امکانات نهفته در درون خود.

اعتماد به نفس، یعنی راهیابی به انگیزه و دلیل موفّقیت آنانی که همیشه به حال و روزشان غبطه می خوریم.

اعتماد به نفس، یعنی گشودن گره کوری که همواره در پیش روی مان، خود را می نمایاند.

اعتماد به نفس، یعنی چشم گشودن به هزاران نعمت و امکاناتی که به خاطر فراوانی شان، همواره از تیررس توجّه ما دورند.

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 

آیا تا کنون در زندگی آنان که یکی از اعضای بدن خود را از دست داده اند و عضو دیگر را به جای آن نشانده اند ، اندیشیده ای؟

آیا تا کنون به فقیر زاده ای که با تلاش و جدّیت، نردبان ترقّی را پیموده و بر بام قدرتْ صعود نموده، فکر کرده ای؟

آیا هیچ گاه خود را به جای یکی از آنان نشانده ای؟ چرا تو یکی از آنان نباشی؟ آنها چه چیزی داشته اند که تو نداری؟ خوب در خود بیندیش! آری؛ درست است. آنان خود را باور داشتند و با دلیری گفتند: «می توانم»... و تو ـ شاید ـ در همین گام نخستین، تردید کرده ای. پس، بیش از این، فرصت را از دست نده و با تمام وجود بگو: «می توانم»...

اعتماد به نفس، یعنی چشم گشودن به هزاران نعمت و امکاناتی که به خاطر فراوانی شان، همواره از تیررس توجّه ما دورند.

اکنون بنگر که چه دنیایی در فراروی تو گشوده شده است. هم اینک برخیز و به آنچه تصمیم گرفته ای عمل کن. وسوسه و دو دلی را از خود دور کن. نگذار « نمی توانم » راهی به ذهنت باز کند. راه « نمی توانم » را برای همیشه ببند.

دشواریِ هر راهی در همان آغاز آن است و آغاز هر کاری، تصمیمی است که تو می گیری: « می توانم» یا « نمی توانم»... همین دو جمله کوتاه! اگر اوّلی بر زبان تو جاری شود ، دشواری را پشت سرگذاشته ای امّا اگر دومی را به زبان بیاوری، برای همیشه مانده ای!

شما هم می توانید «موفّق» باشید ، اگر توانایی های خود را باور کنید.

اکنون چه تصمیمی گرفته ای؟ ماندن یا رفتن؟ به یقین، رفتن را بر می گزینی. پس درنگ نکن و بگو: «می توانم!».

زندگی یعنی ایمان به خدا ، یعنی اعتماد به نفس، یعنی باور به توانستن، یعنی ایمان به خود ، یعنی اراده و تصمیم...

زندگی یعنی گامی در راه... آن که می رود ، زنده است و آن که می مانَد و از بین می رود، مُرده..

نوشته شده توسط خانم شراره کریمی دبیر ادبیات

 

|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در شنبه نوزدهم دی 1388 ساعت 8:30 |

اسامی دانش آموزان بر تر آزمون مرحله اول راهنمایی نمونه دولتی ابرا ر

 رتبه              پایه سوم               

اول       شقایق اسعدی- سارا مرادی

دوم        منا ساعد پناه

 

سوم     اوین حافدی- محدثه سراجی- فاطمه احمدی 

 

چهارم      کوثر صیدی- پریسا سعادت- لیلا نظری 

پنجم         محبوبه مشهدی بابایی- پرنیان قانعی 

|+| نوشته شده توسط شو بو امینی در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 ساعت 19:25 |